تبليغاتX
برخاسته از ذهن آشفته

هنوزم یاد تو

روزهای پایانی سال در حالی داره سپری می شه که کمتر از هر سالی بوی عید رو احساس می کنم. چند روزیست به بجنورد اومدم و قصد دارم با مطالعه و مسافرت تقریباً برای بیست روز، کمی خودم رو بازسازی روحی کنم؛ این مسئله بعد از چند ماه گذشته که با فشارهای روحی و مشکلات همراه بود شاید لازم به نظر می رسه. به هر حال امیدوارم از این بهترین فرصت کنار اومدن با یک زندگی جدید، بهترین استفاده رو ببرم. موضوع خاصی برای نوشتن ندارم و در ادامه به چند پی نوشت بسنده می کنم.

 

پی نوشت ها:

 

1-   قبل از هر چیزی، باید درگذشت پدر دوست خوبم، آزاده عبدی فرد و همچنین درگذشت پدربزرگ و شوهرخاله ی دوستان خوبم، سارا و مریم ذوالفقار رو از صمیم قلب تسلیت بگم. از دست دادن عزیزان به ویژه تو این روزهای پایانی سال و درست وقتی که به انتظار سال نو هستیم، اونقدر سخت و دردناکه که حتی تصور یک لحظش برام غیرممکنه! از خدای بزرگ برای این دوستانم و باقی بازماندگان آرزوی صبر می کنم.

2-   چند روز بعد از کنکور و پس از مدتها انتظار، فیلم سنتوری رو اول با مادرم و چند روز بعد دقیقاً تو شبی که یکی از بدترین اتفاقات زندگیم افتاد، اینبار با دوستم پژمان برای بار دوم دیدم. تا قبل از اون، دو نفر از دوستانم پیامک (!) زده بودن که با دیدن فیلم یاد من افتاده بودن! چند روز بعدش، حامد، دوست نزدیکم هم همین رو تکرار کرد. خیلی برای من عجیب بود. گرچه ارتباط زیادی با فیلم برقرار کردم و حتی هرگز اون شبی که با پژمان فیلم رو دیدیم و بچه گانه اشک می ریختیم رو فراموش نمی کنم، ولی اونقدر شباهت زیادی بین سرنوست خودم و علی سنتوری به هیچ وجه نمی بینم که بخواد باعث بشه دیگران رو یاد من بندازه!!! شاید یه روزی در مورد این فیلم نوشتم، شاید...

3-   از حامد، پارسا و پژمان و همه ی دوستایی که توی این مدت، چه قبل از کنکور و چه بعد از کنکور، کمکم کردن و سعی کردن که تنها نباشم، صمیمانه ممنونم. دوست خوب دارایی ارزشمندیه که خوشحالم که ازش بی بهره نیستم. این روزها تمام سعی من در کنار خانواده، کنار اومدن با شرایط جدیدمه و این در حالیه که گاهی این دل نوشته ی دوست خوبم، نیمه شب رو مدتها زمزمه می کنم؛

 

" امشب خاطراتم را فریاد می زنم

لا به لای این همه خاطرات سرد

هنوزم یاد تو، آرامش قلب من است."

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 13:48 توسط ذهن آشفته |